زن و موبایل /شعر طنز

 


 

 

fu7878

از آن روزی که اینترنت بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد

 

 نه چای آماده و نه استکانی 
دریغ از پختن یک لقمه نانی

 

سر صبحی که پی جو تا سحرگاه
موبایلش روشنه هر گاه و بی گاه

 

 گهی اینترنت و واتس آپ و گه چت 
پیامک میزنه این خط به اون خط

 

 خیالش نی بچه ش داره میمیره
خوراکش خورده یا اینکه نخورده

 

 خیالش نی که مردش خسته و زار 
میاد خونه شبانگاهان سر کار

 

سرش توی موبایلش هی میخنده 
پیامک میزنه خالی میبنده

 

 بجای همدمی با مرد خونه
موبایلا روز و شب همدمشونه

 

الهی این موبایلا را تو بشکن 
دل بیچاره ی مردا رو نشکن

 

قدیما مرد و زن همراه و همدل 
حالا همدم شده خط ایرانسل

 

الهی کابل اینترنت جدا شه 
موبایلا از دست زن ها رها شه

 

 از آن روزی که این تانگو بنا شد
زن خونه ز مرد خود جدا شد

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید