لیست اسم های عبری

لیست اسم های عبری

در این مطلب لیست اسم های دخترانه و پسرانه با ریشه عبری و با معنی و تلفظ را آماده کرده ایم و در اختیار شما دوستان عزیز قرار داده ایم .

 

  • اسم های دخترانه
حرف آ
اسم تلفظ ریشه معنی
آنا ana عبری دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت
آرسینه arsine عبری زن مبارز
آمین amin عبری قبول کن ، بپذیر ، چنین باشد

 


 

حرف ا
اسم تلفظ ریشه معنی
اریحا ariha عبری مکان خوشبو ، نام شهری قدیمی در فلسطین ، گلی که شکوفه آن چلیپا شکل است
استر ester عبری ستاره ، همسر یهودی خشایار پادشاه هخامنشی
الیا eliya عبری الیاس ، خدای من یهوه است ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان
انوشکا anushka عبری زیبا ، خوش اندام ، جذاب ، این اسم در هندوستان نیز رایج است
ایسیه isiye عبری آسیه
ایلانا ilana عبری دختر سرزنده ، نام نوعی درخت است
ابریشم abrisham عبری حریر ، تاری بسیار محکم، نازک، و درخشان که کرم ابریشم به دور خود می تند ، گلی به صورت رشته های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستانها می روید

 


 

حرف ب
اسم تلفظ ریشه معنی
بنیا beniya عبری تو فرزند منی
بتسابه batsabe عبری دختر ، سوگند؛ نام همسر داوود(ع) و مادر سلیمان(ع)
بسمه basme عبری نام دختر اسماعیل (ع)

 


 

حرف ت
اسم تلفظ ریشه معنی
تابیتا tabiya عبری آهو
تامارا tamara عبری ۱- (عبری) درخت خرما؛ ۲- (اَعلام) نام عروس یهودا [چهارمین پسر حضرت یعقوب(ع) و برادر یوسف(ع)] که در سرزمین «تمنه» با وی ملاقات کرد.

 


 

حرف ح
اسم تلفظ ریشه معنی
حوا hava عبری حیات ، نام همسر آدم(ع)

 


 

حرف د
اسم تلفظ ریشه معنی
دینا dina عبری آخر، عقب؛ ۲٫ دنبال، پشت سر هم. دینه. نام خواهر یوسف (ع ). داوری
دینه dine عبری انتقام یافته ، نام دختر یعقوب(ع)
دلیله dalile عبری معشوقه ، نام زنی که سبب گرفتار شدن شمشون شد

 


 

حرف ر
اسم تلفظ ریشه معنی
راحیل rahil عبری ۱- در عبری گوسفند؛ ۲- (اَعلام) همسر حضرت یعقوب(ع) و دختر لابان و مادر حضرت یوسف و بن‌یامین به روایت تورات.

 


 

حرف ز
اسم تلفظ ریشه معنی
زمیرا zamira عبری بلبل

 


 

حرف س
اسم تلفظ ریشه معنی
سارای saray عبری اسم اصلی ساره است که زوجه ٔ ابراهیم بود.
ساره sare عبری (= سارا، سارای)؛ ۱- امیره‌ی من؛ ۲- (اَعلام) زوجه‌ی ابراهیم خلیل(ع) که به روایت تورات در ۹۰ سالگی اسحاق را به دنیا آورد و در ۱۲۷ سالگی درگذشت؛ ۳- (در هندی) شاره یا نوعی لباس محلیِ زنان هند و پاکستان که به صورت پارچه‌ای سبک و بلند است و یک سر آن را به دور کمر می‌پیچند و سر دیگر آن را بر روی شانه یا سر می‌اندازند، پرده.
سالومه salume عبری زوجه‌ی زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی.
سارا sara عبری شاهزاده خانم ،نام همسر ابراهیم(ع) و مادر اسحاق(ع)

 


 

حرف ص
اسم تلفظ ریشه معنی
صفورا safura عبری مصرف کننده اندوخته ها-خالی کننده ظروف- نام همسر حضرت موسی و دختر حضرات شعیب

 


 

حرف ل
اسم تلفظ ریشه معنی
لیزا liza عبری بنده خالص خداوند
لیا liya عبری خجسته ، نام همسر یعقوب(ع)
لعیا   عبری (معرب از عبری لیا = لیئه = خسته) ؛ (در اعلام) نام زن حضرت یعقوب (ع).
لئا   عبری به سوی خدا ، دختری که رو به سوی خدا دارد

 


 

حرف م
اسم تلفظ ریشه معنی
مرسانا mersana عبری هدیه خداوند
مارلین marlin عبری برج ، پناهگاه
ماری mari عبری گونه‌ی دیگری از مریم _ مادر حضرت عیسی مسیح (ع) _ که در زبان‌های اروپایی رایج است. ماری نوعی گشتار آوا شناختی از مریم در زبان فرانسوی است
ماریا mariya عبری ایتالیایی از عبری ، مریم ، نام یکی از شاهزادگان اشکانی
ماریان mariyan عبری انگلیسی از عبری ، مریم

 


 

حرف ن
اسم تلفظ ریشه معنی
نگینا negina عبری نگینه
نینا nina عبری زیبایی، خوش اندامی و ظرافت

 


 

حرف ه
اسم تلفظ ریشه معنی
هاجر hajar عبری به معنی ‘ فرار ‘ ؛ (در اعلام) همسر حضرت ابراهیم خلیل (ع) و مادر اسماعیل (ع). (هاجر در ادبیاتِ یهود نشانه‌ی بندگی در شریعت است).
هارا hara عبری کوهستان
هدسه hadase عبری همسر یهودی خشایار شاه که بعداً استر نام گرفت،محل دفن او و داییش (مردخای) جزء آثار باستانی همدان است
هلیون helion عبری مارچوبه؛ مارگیاه. هلیوس ، خورشید
هورام huram عبری مرتفع،نام پادشاهی در کتاب مقدس

 

حرف ی
اسم تلفظ ریشه معنی
یونس yones عبری کبوتر،نام پسر امتای، یکی از پیامبران بنی اسرائیل، نام سوره ای در قرآن کریم،جیژ
یوکابد yokabod عبری به معنی ‘ خداوند مجداست ‘؛ (در اعلام) مادر هارون و موسی و مریم و عمه‌ی زوجه‌ی عمرام لاوی
یارین yarin عبری خوشحالی
یافا yafa عبری زیبایی ، جمال ، نام شهری قدیمی در ساحل مدیترانه
یامین yamin عبری نام همسر یعقوب(ع)
یرحا yarha عبری ام مادر موسی(ع)















 

  • اسم های پسرانه
حرف آ
اسم تلفظ ریشه معنی
آبرام abram عبری ابراهیم – پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام، نام یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم
آبراهام abraham عبری ابراهیم – پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام
آچیم achim عبری نام یکی از نیاکان یوسف نجار که همعصر حضرت مریم بود به معنای خداوند استقرار خواهد یافت
آدم adam عبری نخستین بشری که خدا آفرید- مودب باتربیت – انسان گندم گون – آهوی سفیدی که روی پوستش خطهای خاکی رنگ دارد
آرسن arsen عبری ۱- (پهلوی، ārasan) انجمن، مجمع؛ ۲- (در عبری) مردِ مبارز.
آرمیا armiya عبری آرامش یافتن. ارمیا ، بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل ، همچنین لقب حضرت خضر نبی و لقب حضرت علی (ع). احتمالا آرمیا در فارسی به معنای آرامش دادن و آرام شدن هم آمده است.
آزران azaran عبری منسوب به آزر،آزر نام پدر یا عموی حضرت ابراهیم و همچنین نام نژادی از اسب است که پاهایش سیاه و دستانش به رنگی دیگر است
آشر asher عبری شاد خوشحال، نام یکی از پسران یعقوب(ع)
آلیا aliya عبری الیاس ، منسوب به سرخی و خورشید، مجازا زیباروی و بلندمرتبه
آموی amuy عبری قبول کن،بپذیر،چنین باشد
آمین amin عبری (معرب از عبری) ۱- (در حالت شبه جمله) برآور، بپذیر، اجابت کن؛ ۲- از نامهای خداوند جل شأنه. [معمولاً پس از دعا بر زبان می‌آورند]؛ ۳- (در عبری) محکم، امین، حقیقی.

 


 

حرف ا
اسم تلفظ ریشه معنی
ارمیا ermiya عبری (= ارمیای نبی= یرمیا)، ۱- یعنی «یهوه به زیر می‌اندازد»؛ ۲- (اَعلام) نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل [حدود ۶۵۰-۵۷۰ پیش از میلاد]، پسر حلقیا و دومین انبیاء اعظم عهد عتیق که در زمان سلطنت یوشیا و یهویاقیم و صدقیا و هم در زمان اسیری صدقیا نبوت کرده است.
اسحاق eshagh عبری (اَعلام) ۱) نام پسر حضرت ابراهیم(ع) از ساره [سارا] از زمره پیامبران بنی اسرائیل. نام این پیغمبر (اسحاق) هفده بار در قرآن کریم آمده است؛ ۲) سردار ایرانی که در ماوراءالنهر به خونخواهی ابومسلم برخاست [قرن ۲ هجری] و بر منصور خلیفه‌ی عباسی شورید و مژده‌ی آمدن زرتشت را داد.
اسرافیل esrafil عبری ۱- درخشیدن مانند آتش؛ ۲- (در ادیان) به باور مسلمانان و پیروان دیگر ادیان سامی، یکی از فرشتگان مقرب خداوند است که در روز قیامت با دمیدن در شیپور خود مردگان را زنده می‌کند.
اسماعیل esmaeil عبری ۱- به معنی «مسموع از خدا »؛ ۲- (اَعلام) ۱) پیامبر بنی اسرائیل پسر ابراهیم نبی(ع) و هاجر که جد اسماعیلیان یا عرب است، در روایت های اسلامی، پدرش را در ساختن خانه‌ی کعبه یاری کرد
الیا elya عبری الیاس، خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان
الیاس eliyas عبری (= ایلیا) ۱- (اَعلام) نام پیغمبری از یهود و بنی اسرائیل در زمان آخاب و ایزابل که نام وی در قرآن کریم به صورت‌های الیاس و الیاسین آمده است؛ ۲- (در اسلام) وی یکی از چهار نبی جاویدان به شمار رفته است.
اوریا oriya عبری ۱- (= عوریا) شعله‌ی خدا؛ ۲- (اَعلام) نام مردی هتی (حتی) که یهودی شد و فرمانده‌ی لشکر داوود گردید.
ایشا isha عبری (عربی، ایشاء) روئیدن گیاه، سبز شدن گیاه، نمایان شدن رطب از درخت خرما. نام پدر داوود(ع)
ایلا ila عبری ۱- ایلا و ایله در قاموس کتاب مقدس به معنی درختان آمده؛ ۲- (اَعلام) نام شهری در ساحل شرقی خلیج بحر قلزم.
ایلیا iiya عبری ۱- خداوند خدای من است؛ ۲- (اَعلام) ۱) (در تورات) از انبیای بنی اسرائیل [حدود ۸۷۵ پیش از میلاد] که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن (= الیاس) از او یاد شده است؛ ۲) (در سُریانی) نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع). + الیاس.
ایلیاس iliyas عبری الیاس
ایوب ayob عبری ۱- برگشت به سوی خدا؛ ۲- (اَعلام) ۱) (در تورات) از پیامبران بنی اسرائیل که گفته شده است دچار بلاهای زیاد شد، ولی تحّمل کرد تا نجات یافت؛ ۲) از کتابهای عهد عتیق، درباره‌ی سرگذشت ایّوب نبی.
ابراهیم ebrahim عبری پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام، نام یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم، نام پسران
اشیر ashir عبری خوشحال، نام پسر یعقوب(ع)

 


 

حرف ب
اسم تلفظ ریشه معنی
بنیامین benyamin عبری ۱- یعنی پسر دست راستِ من؛ ۲- (اَعلام) آخرین پسر حضرت یعقوب (ع) و برادر تنی حضرت یوسف (ع) که پدرش (حضرت یعقوب) وی را بنیامین نامید. [درباره وجه تسمیه‌ی بنیامین آمده است که مادرش، راحیل همسر محبوب یعقوب، به هنگام تولد وی درد و رنج بسیار متحمل شد، از اینرو فرزندش را «بن اونی» نامید که در عبری «پسر رنج من» معنا می‌دهد (البته معنای «پسر توانمندی من» نیز برای آن ذکر کرده‌اند). گفته‌اند که راحیل، اندکی پس از ولادت فرزندش بر اثر سختی‌هایی که تحمل کرده بود، در گذشت. اما پدرش وی را «بن یامین» به معنای تحت‌اللفظیِ «پسر دستِ راست» نام نهاد، که بر پیروزی او در آینده نیز اِ شعار داشت. «بن یامین» را به معنای «پسر جنوب» نیز گفته‌اند، زیرا او تنها پسر یعقوب بود که در جنوب یعنی کنعان زاده شد. همچنین نام او را «بن یمیم» گفته‌اند، یعنی فرزند روزگاران؛ چون تولد او در سن پیری یعقوب بود. (نقل مطالب از دانشنامه‌ی جهان اسلام ص ۴۵۳].
بنجامین benjamin عبری بنیامین ، فرزند پسر دست راست ، نام فرزند حضرت یعقوب و برادر حضرت یوسف
براهیم barahim عبری ابراهیم خلیل اﷲ
براهام baraham عبری ابراهام . شکل عبری ابراهیم
بحیرا bahira عبری نام عابدی نصرانی که بیست سال قبل از نبوت پیامبر ، در حوالی شام با پیامبر مصادف شد و علائم نبوت را در پیشانی پیامبر دید و بشارت داد که در آینده به پیامبری مبعوث خواهد شد

 


 

حرف ت
اسم تلفظ ریشه معنی
تارح   عبری (عبری ، تنبل) (= تارح) (در اعلام) نام پدر حضرت ابراهیم (ع)
تارخ   عبری (عبری ، تنبل) (= تارح) (در اعلام) نام پدر حضرت ابراهیم (ع)

 


 

حرف ح
اسم تلفظ ریشه معنی
حادید hadid عبری تند و تیز ، نام روستایی بوده است
حام ham عبری حمایت کننده ، نام یکی از پسران نوح(ع)
حانان hanan عبری اسامی پسرانه و دخترانه حانان نوع: پسرانه ریشه اسم: عبری معنی: رحیم ، نام یکی از دلاوران در زمان داوود
حانون hanon عبری صاحب نعمت

 


 

حرف د
اسم تلفظ ریشه معنی
داتان datan عبری مربوط به چشم ، نام یکی از رؤسای یهود
دان dan عبری دارای عقل و تجربه، خردمند، عاقل، دارای علم و آگاهی، عالم، علیم.
دانیال daniyal عبری خدا حاکم من است‌ ، نام یکی از چهار پیامبر مذکور در عهد عتیق
داوود davood عبری ۱- محبوب؛ ۲- (اَعلام) شاه عبرانیان [حدود ۱۰۱۲پیش از میلاد ـ حدود ۹۷۲ پیش از میلاد] که شاعر و پیغمبر بنی اسراییل بود و در جوانی به شبانی پرداخت. به خاطر آواز خوش و نواختن بربط مورد توجه شائول قرار گرفت. پس از کشته شدن او به سلطنت رسید و پایتخت را به اورشلیم برد. کتاب مزامیر که مشحون از الهامات غنایی است از او به جا مانده است.
داوید david عبری  

 


 

حرف ر
اسم تلفظ ریشه معنی
رایا raya عبری (رای = فکر، اندیشه، تأمل + الف (اسم ساز))؛ (به مجاز) فکر و اندیشه.
رشا rasha عبری آهوبره

 


 

حرف ز
اسم تلفظ ریشه معنی
زرحیا zarhaya عبری آن که خداوند باعث وجود او شد
زکریا zakarya عبری آﻥ ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ او را ذﮐﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻧﺎﻡ ﯾﮑﯽ از آﺧﺮﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮاﻥ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ ، ﻧﺎﻡ داﻧﺸﻤﻨﺪ و ﺷﯿﻤﯿﺪاﻥ ﺑﺰرﮒ اﯾﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺷﻒ اﻟﮑﻞ اﺳﺖ، زﮐﺮﯾﺎﻯ رازﻯ

 


 

حرف س
اسم تلفظ ریشه معنی
سینا sina فارسی-عبری صفت مشبه از سنبیدن، سوراخ کننده،نام شبه جزیره ای کوهستانی در شمال شرقی مصر که حضرت موسی(ع) به پیامبری برگزیده شد و الواح دهگانه را خداوند به او نازل کرد، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی
سلیمان soleyman عبری یعنی پر از سلامتی؛ (در اعلام) حضرت سلیمان (ع) پسر داوود ـ پیغمبرِ بنی اسرائیل ـ که نماد خردمندی ، شکوه و توانایی است . خداوند اسرار بسیاری از علوم و فنون غریبه و زبان حشرات و پرندگان را به او آموخت و سپاهی از جن و انس در اختیارش قرار داد
سموئیل samu’el عبری مسموع از خدا ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل
سرافیل sarafil عبری اسرافیل

 


 

حرف ش
اسم تلفظ ریشه معنی
شعیب   عبری
توشه دان، نام پدر همسر موسی(ع)، نام کوهی در یمن
شداد shadad عبری
نام فرزند عاد(ع)
شبنا shabna عبری جوان ، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا
شبیر shobayr عبری (تصغیر شبر) ، به معنی شیر کوچک ؛ (در اعلام) پیامبر اسلام امام حسین (ع) را در کودکی به این نام (شُبَیر) خوانده است . نام پسر هارون از پیامبران بنی اسرائیل
شلیخا shalikha عبری نام یکی از حواریون حضرت عیسی
شمعون šam’un عبری شنونده ، نام یکی از برادران یوسف(ع)
شیث sheys عبری نام سومین پسر آدم و حوا که به عقیده مسلمانان مقام نبوت داشت

 

 


 

حرف ص
اسم تلفظ ریشه معنی
صدیقا sedigha عبری نام آخرین تن از سلسله یهود

 

 


 

حرف ط
اسم تلفظ ریشه معنی
طالوت talut عبری معرب از عبری نام سرداری از بنی اسرائیل

 

 


 

حرف ع
اسم تلفظ ریشه معنی
عاد ad عبری نام قومی که هود(ع) به پیامبری آنان برگزیده شد
عدن adn عبری بهشت زمینی
عاموس amus عبری یار ، نام شبانی که به نبوت رسید
عیسی isa عبری معرب از عبری ، نجات دهنده ، نام پیامبر مسیحیت فرزند حضرت مریم ملقب به مسیح و از پیغمبران اولوالعزم (قبل از رسول الله (ص))، ملقب به روح الله .

 


 

حرف غ
اسم تلفظ ریشه معنی
غاثر ghaser عبری معرب از عبری ، نام پسر ارم نوه نوح(ع)

 


 

حرف ف
اسم تلفظ ریشه معنی
فرام faram عبری معرب از عبری ، تندرو
فراییم faraiim عبری معرب از عبری نام پسر یوسف (ع)
فاران faran عبری معرب از عبری، موضع مغازه ها، نام دشتی که بنی اسرائیل در آن جا گردش می کردند

 


 

حرف ق
اسم تلفظ ریشه معنی
قابیل ghabil عبری معرب از عبری ، به دست آوردن ، نام پسر آدم(ع) و برادر هابیل
قارون gharon عبری اسامی پسرانه و دخترانه قارون نوع: پسرانه ریشه اسم: عبری معنی: معرب از عبری ، نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی (ع)

 


 

حرف ک
اسم تلفظ ریشه معنی
کاد kad عبری نام پسر یعقوب(ع)

 


 

حرف ل
اسم تلفظ ریشه معنی
لابان laban عبری عبری از عربی، لین ، سفید، نام پدر همسر یعقوب(ع)

 


 

حرف م
اسم تلفظ ریشه معنی
متی   عبری
نام پدر یونس(ع)
ماناسه manase عبری صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف(ع)
مسیح masih عبری (= عیسی) (اَعلام) ۱) لقب حضرت عیسی(ع) که به قولی به معنی «دوست و بسیار پیمایش کننده‌ی زمین» است؛ [در قاموس کتاب مقدس آمده عیسی ملقب به مسیح است زیرا که از برای خدمت به خدا معین و قرار داده شده است] + ] عیسی؛ ۲) مسیح تهرانی (= میرزا مسیح مجتهد استرآبادی): [۱۱۹۳-۱۲۶۳ قمری] روحانی شیعه‌ی ایرانی، از مجتهدان بانفوذ تهران در زمان فتحعلیشاه که به تقاضای روسها به عراق تبعید شد. منجی، نجات دهنده،
ملکان malekan عبری نام پدر خضر علیه السلام باشد
مهراس mehras عبری هاون، تکخال مهر، آس مهر، تک مهره محبت و عشق، پیشرو گروهی از موبدان و دانایان که قیصر روم با باژ و ساو نزد انوشیروان فرستاده است. پدر الیاس و الیاس مرزبان خزر بوده است به روزگار لهراسب شاه
موسی mosa عبری از آب کشیده شده ، نام امام هفتم شیعیان ، نام پسر عمران پیامبر بنی اسرائیل که در زمان فرعون به دنیا آمد
موشا musha عبری  
میخائیل mikhaeil عبری معرب از عبری، میکائیل
میکائیل mikaeil عبری میکال . نام فرشته ٔ روزی – معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟ – یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند

 

 


 

حرف ن
اسم تلفظ ریشه معنی
نوح nuh عبری ۱- (در عبری) به معنی راحت است؛ ۲- (اَعلام) ۱) سوره‌ی هفتاد و یکم از قرآن کریم دارای بیست و نه آیه؛ ۲) از پیامبران مذکور در عهد عتیق و قرآن، که بنا بر روایات چون مردم آموزشهای او را نپذیرفتند، خداوند به او فرمان داد برای خود کشتی بسازد و پیروانش را همراه با یک جفت از هر جانوری در آن جای دهد. آنگاه توفانی فرستاد که همه‌ی روی زمین را آب فرا گرفت، نوح و همراهانش پس از فروکش کردن توفان به روی زمین فرود آمدند؛ ۳) نوح: نام دو تن از امیران سامانی. نوح اول: امیر سامانی [۳۳۱-۳۴۳ قمری]؛ نوح دوم: امیر سامانی [۳۶۶-۳۸۷ قمری]، که در ۱۳ سالگی بر تخت نشست و تمام دوران او به جنگ با یاغیان گذشت.

 


 

حرف ه
اسم تلفظ ریشه معنی
هاران haran عبری معرب از عبری ، کوه نشین، برادر ابراهیم(ع)
هابیل habil عبری ۱- به معنی «نفس یا بخار»؛ ۲- (اَعلام) (در تورات) دومین پسر حضرت آدم که داستان وی و برادرش (قابیل) نیز در قرآن سوره‌ی مائده، آیه ۳۰ آمده است. او به دست برادرش (قابیل) کشته شد.
هادان hadan عبری معرب از عبری نام پدر ساوه همسر ابراهیم(ع)
هارون harun عبری ۱- (در قدیم) قاصد و پیک شاه که زنگوله‌ای بر کمر می‌بست تا راه داران مانع او نشوند؛ ۲- نگهبان، پاسبان؛ ۳- (اَعلام) ۱) (در تورات) نام برادر بزرگِ حضرت موسی(ع) که به پیغمبری با وی برگزیده شد و نخستین کاهن اعظم یهودیان؛ [در قاموس کتاب مقدس هارون به معنای «کوه نشین» آمده]؛ ۲) هارون [قرن ۲ هجری] نام یکی از فرزندان موسی ابن جعفر(ع).
هلیوس helius عبری هلیون ، خورشید
هورام huram عبری مرتفع،نام پادشاهی در کتاب مقدس

 


 

حرف ی
اسم تلفظ ریشه معنی
یونس yones عبری کبوتر،نام پسر امتای، یکی از پیامبران بنی اسرائیل، نام سوره ای در قرآن کریم،جیژ
یونا   عبری یونس،کبوتر
یحیی yahya عبری تعمید دهنده، نام پسر زکریا از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل
یرمیا yarmiya عبری ۱- (= ارمیا) یرمیا یعنی «یهوه به زیر می‌اندازد»؛ ۲- (اَعلام) نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل پسر حلیقا و دومین از انبیای اعظم عهد عتیق.
یهودا yahuda عبری حمد،نام پسر یعقوب(ع)
یوحنا yuhanna عبری لفظ یونانی یوحانان است و معنی آن انعام توفیقی خداست . اصل عبرانی کلمه ٔ یحیی است که نام پیغمبر معروف و اشخاص دیگر است .
یورام yuram عبری خداوند بر من است
یوزارسیف yuzārsif عبری یوسف
یوسف yusef عبری ۱- به معنی «خواهد افزود»؛ ۲- (اَعلام) ۱) سوره‌ی دوازدهم از قرآن کریم، دارای صد و یازده آیه؛ ۲) یوسف: پیامبر بنی اسرائیل، پسر محبوب حضرت یعقوب، که گفته شده است برادرانش او را در چاهی انداختند و او به مصر برده شد و در آنجا او را به غلامی فروختند. زلیخا همسر اربابش عاشق او شد، ولی او این عشق را رد کرد و در نتیجه به زندان افتاد. بعدها وزیر فرعون شد؛ ۳) یوسف ابن تاشفین: شاه [۴۵۳-۵۰۰ قمری] سلسله‌ی مرابطون، که مراکش را پایتخت قرار داد، شاه کاستیل را شکست داد و شهر تِلمسان را بنا کرد؛ ۴) یوسف ابن عبدالمؤمن: امیر [۱۱۶۳-۱۱۸۴ میلادی] سلسله‌ی موحدون در آندلس که به حمایت از ابن رشد پرداخت؛ ۵) یوسف شاه: نام دو تن از اتابکان لر بزرگ. یوسف شاه اول: اتابک [۶۷۲-۶۸۰ قمری]. یوسف شاه دوم، ملقب به رکن‌االدین: اتابک [۷۲۰-۷۴۵ قمری]؛ ۶) یوسف عادل شاه (= عادل شاه): بنیانگذار [۸۹۵-۹۱۶ قمری] سلسله‌ی عادلشاهیان هند و نخستین فرمانروایی که مذهب شیعه را در هند رواج داد؛ ۷) یوسف فلاوی: [حدود ۳۷- حدود ۱۰۰ میلادی] مورخ یهودی، که تاریخ جهان را از آغاز تا سال ۶۹ میلادی، همراه با شرح حال خودش نوشت.
یوشع yushee عبری (اَعلام) نام یکی از پیامبران بنی‌اسرائیل (وصی و خلیفه‌ی موسی(ع)) از نسل حضرت یوسف(ع) و یعقوب(ع)، نام وی (یوشع) در آغاز «هوشع‌» بود یعنی «او نجات می‌دهد» ولی بعد به «یهوشوع» یعنی یهوّه نجات می‌دهد مسما شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید