لیست اسم های کردی

لیست اسم های کردی

در این مطلب لیست اسم های دخترانه و پسرانه ترکی با معنی و تلفظ را آماده کرده ایم و در اختیار شما دوستان عزیز قرار داده ایم .

  • اسم های دخترانه
حرف آ
اسم تلفظ ریشه معنی
آرینا arina کردی آریایی نژاد – از نسل آریایی
آسو asu کردی به معنی افق طلایی؛ (در پهلوی) صورت پهلوی واژه‌ی ‘ آهو ‘ ؛ (در اوستایی) آسو به معنای تندی ، شتاب و کوشا آمده است .همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند ، نام محلی در مسیرلار به لنگه
آسکی aski کردی آهو ، کنایه از زیبایی و دلفریبی
آگرین agrin کردی آتشین ، آذرین ؛ (در کردی) کنایه از آدم بسیار شجاع و پرکار است .
آلند aland کردی اولین پرتو خورشید
آوات avat کردی آرزو ، خواسته
آوین avin کردی (آو = آب + ین (پسوند نسبت)) ، به رنگ آب ، مانند آب ، زلال ، پاک ؛ (در کردی) عشق.
آیرین ayrin کردی آگرین ، آهرین ؛ (در فارسی) آتشین .
آوینا avina کردی عشق

 


 

حرف ا
اسم تلفظ ریشه معنی

اَدرک

adrak کردی

ادرک . [ اَ رَ ] (اِ) زنجبیل . (مجمل ). زنجفیل . زنجبیل تر را گویند و بهندی نیز همین نام خوانند. (برهان قاطع).

اسرین asrin کردی اشک ، سرشک
اورامان oraman کردی نام منطقه ای کوهستانی در کردستان
اوین   کردی عشق، به معنی آوردن ؛ نام منطقه‌ای در شمال غرب تهرانعشق،
اوینار oynar کردی عشق و دوست داشتن در حد کمال ، عشق آتشین
ایوان eyvan کردی صفه؛ پیشگاه اتاق.قسمتی از ساختمان که جلو آن باز و بی‌دروپنجره باشد. [قدیمی] کاخ پادشاه.

 


 

حرف ب
اسم تلفظ ریشه معنی
بابان baban کردی خانهپدری ، نام عشیرهایی درکردستان ، نام منطقهای در کردستان ، لقب چند تن از احکام سلسله ‏بابان ، از چهرههای معاصر ادبیات کرد «شکرالله بابان»(نگارش کردی
بابیلان babilan کردی لفظ نوازش دختر کوچک از روی محبت(نگارش کردی
باپیو bapiv کردی بادسنج(نگارش کردی
باتوف batof کردی نام گیاهی است با گلهای قرمز رنگ(نگارش کردی
باتینوک   کردی آلاله(نگارش کردی
باتینک   کردی غنچه تازه ‏شکفته(نگارش کردی
بادر bader کردی جوڵانهوهی با ،فریشتهی بهڒێو بهری با= حرکت باد ،فریشته مأمور باد(نگارش کردی
بارنگ barang کردی ریزش باران همراه باد(نگارش کردی
باروشه barushe کردی بادبزن(نگارش کردی
باریز bariz کردی میوهایی که ‏به ‏وسیله ‏باد از درخت کنده می‏شود(نگارش کردی
باریزان barizan کردی رواج ، برکت(نگارش کردی
بارین barin کردی بارندگی، بارش(نگارش کردی
بازان bazan کردی جمع «باز» پرنده شکاری ، نام روستایی در کردستان ، در حال باختن،‌ بازنده(نگارش کردی
بازنه   کردی النگو(نگارش کردی
بارو   کردی نام آهنگی(نگارش کردی
بازور bazur کردی نام پرندهایی کوچک خاکستری رنگ(نگارش کردی
باژوران bazhuran کردی جنوبیها ، طایفهایی از کردها(نگارش کردی
باژیر bazhir کردی شهر(نگارش کردی
باژیلان bazhilan کردی محل وزش باد ، قبیلهایی از کردها که در اطراف خانقین سکونت دارند(نگارش کردی
باستینگ basting کردی گل نو شکفته(نگارش کردی
باسکار baskar کردی قدرتمند ، توانمند در بحث و استدلال(نگارش کردی
باشن bashan کردی خوب است. عالی است(نگارش کردی
باشیلا bashila کردی خانه ‏به ‏دوش(نگارش کردی
باغان baghan کردی چند باغ میوه که ‏در کنار یکدیگر قرار دارند ، نام روستایی در کردستان(نگارش کردی
بالین balin کردی کمکی دیوار و ستون ، چوبی که ‏پشت در نهند، کلون(نگارش کردی
بانو bano کردی خانم. بی‌بی. خاتون(نگارش کردی
بانواز banavaz کردی باخبر ساختن مردم با صدای بلند(نگارش کردی
باوان bavan کردی بابان ، خانه ‏پدری(نگارش کردی
باوشین   کردی پنکه، بادبزن(نگارش کردی
باوند bavand کردی اصیل ، خانوادهایی معروف از کردها کهدر شمال ایران حکومتی پایه ‏نهادند(نگارش کردی
باوین bavin کردی صاحب ، از قبایل پراکندهکرد(نگارش کردی
باکوت bakut کردی میوهایی که ‏توسط باد ریخته باشد(نگارش کردی
با یخ ba yakh کردی پایداری ، ارزش، قدر(نگارش کردی
بتمان   کردی نام رودخانهای در کردستان(نگارش کردی
بتین   کردی پرحرارت ، قدرتمند(نگارش کردی
بچکول   کردی کوچک(نگارش کردی
بختان bakhtan کردی بد شانسی(نگارش کردی
بختوان bakhtavan کردی مدینه ‏فاضله(نگارش کردی
بختور bakhtvar کردی بهروز، کامران،دارای روزگار خوش(نگارش کردی
بخشین bakhshin کردی عفو کردن(نگارش کردی
برزی barzi کردی جای بلند، سکو ، کنایه ‏از بلند قامت(نگارش کردی
برژان barzhan کردی کار
براژنگ barzhang کردی مژه(نگارش کردی
برژنگ barzhang کردی مژه
برژول   کردی نگا «برژانگ» ، پرز گل گندم یا جو(نگارش کردی
برسیل   کردی نوعی گرد نان(نگارش کردی
برشیو   کردی عصرانه(نگارش کردی
برف آب barf ab کردی آبی که ‏از ذوب شدن برف سرازیر می‏شود و جویباری تشکیل می‏دهد(نگارش کردی
برقه   کردی درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر(نگارش کردی
بریا barya کردی واژه ایکاش(نگارش کردی
بریار baryar کردی قرار، عهد(نگارش کردی
برینداره   کردی آمبولانس(نگارش کردی
بریوان barivan کردی دختری که گوسفندان بازگشته از چراگاه را صدا میزند.
بزان   کردی شکست دهنده،نام روستایی(نگارش کردی
برین   کردی نگا «بهزان»(نگارش کردی
بژدار bazhdar کردی سهامدار، شریک(نگارش کردی
بژن   کردی قد و بالا(نگارش کردی

بژوار

bazhvar کردی نوعی درخت سخت و خیلی محکم شبیه ‏آبنوس(نگارش کردی
بژول   کردی نگا «برژانگ»(نگارش کردی
بژوین   کردی نگا «بژوار»(نگارش کردی
بژیو   کردی قوت، مایه زندگی(نگارش کردی
بشدار bashdar کردی سهیم، شریک(نگارش کردی
بشکو   کردی شرکت سهامی(نگارش کردی
بفران   کردی معصوم و روپاک مانند برف(نگارش کردی
بفرانبار   کردی هنگام باریدن برف ، نام اولین ماهزمستان، دی ماه(نگارش کردی
بلار balar کردی آدم شوخ طبع(نگارش کردی
بلالوک balakok کردی آلوبالو(نگارش کردی
بلنجه   کردی خرامان، صاحب خرام ، نوعی گل خوشبو وخوشرنگ(نگارش کردی
بلواژ balvazh کردی آبگینه(نگارش کردی
بلیسه bakise کردی لهیب، شراره(نگارش کردی
بلین   کردی عهد، قرار(نگارش کردی
بناز benaz کردی نازنین(نگارش کردی
بنان banan کردی عنفوان(نگارش کردی
بناو banav کردی نوعی درخت محکم و سخت که به خاطر سنگینی به زیر آب فرو می‏رود(نگارش کردی
بناوان banavan کردی کدبانو، خانهدار(نگارش کردی
بترخ   کردی قیمتی(نگارش کردی
بنفش banafsh کردی نگا «وهنهوش»(نگارش کردی
بنگین   کردی زندانی ابد(نگارش کردی
بنن   کردی شاه کوه، جای سخت درکوه(نگارش کردی
بنین banin کردی نوعی گیاهی خوراکی که در بهار می‏روید(نگارش کردی
بورچین burchin کردی مرغابی ماده(نگارش کردی
بونخوش bonkhosh کردی خوشبو(نگارش کردی
بوندار bundar کردی دارای بوی خوش(نگارش کردی
بوکان bukan کردی زیبارویان ، عروسها ، نام شهری در کردستان(نگارش کردی
بوکبویانی   کردی نو عروس(نگارش کردی
بوکین bukin کردی خیمه ‏شب بازی(نگارش کردی
بوین bevin کردی خوشبو(نگارش کردی
بکیل   کردی شخم زن(نگارش کردی
بی توش bi tosh کردی همیشه ‏سایه(نگارش کردی
بی خال bi khal کردی بی نشان(نگارش کردی
بی خم bi kham کردی آرامش(نگارش کردی
بی وینه   کردی بی نظیر(نگارش کردی
بیان bəyan کردی بامداد، پگاه(نگارش کردی
بیانه   کردی نگا « بهیان»(نگارش کردی
بیبون   کردی گلی وحشی کهدر کوهستانهای کردستان فراوان سبز می‏شود، بابونه(نگارش کردی
بیچم   کردی هیئت ،سیما(نگارش کردی
بیری   کردی زنی که شیر می دوشد(نگارش کردی
بیریفان   کردی دوشیدن شیر گوسفند توسط دختران در کوهستان هنگام بهار (نگارش کردی
بیسان bisan کردی جالیز(نگارش کردی
بیستان bistan کردی جالیز(نگارش کردی
بیسو bisu کردی بی گمان ، کمینگاه ‏شکارچی(نگارش کردی
بیشو bishu کردی بی حد، بی اندازه(نگارش کردی
بیگرد bigard کردی بدون رقیب ، کنایه ‏از بسیار زیبا(نگارش کردی
بیلو   کردی جویبار کوتاه ‏مدت (نگارش کردی
بینور   کردی دیدنی(نگارش کردی
بینیار biniyar کردی بیننده(نگارش کردی
بیور   کردی بی بهره ، عدد میلیون در ریاضی(نگارش کردی
بیوی   کردی انسان بی آزار ، سلامت(نگارش کردی
بیکژ   کردی هموار، صاف (نگارش کردی
بیکن bikan کردی بدون رقیب، یگانه(نگارش کردی
برزین Barzin فارسی-کردی
باشکوه ، نام یکی از سرداران کیکاوس شاه ماد ،نام کوهی در کردستان بین مهاباد و سردشت
بهار Bahār فارسی-کردی
نام اولین فصل سال، پس از زمستان و پیش از تابستان ، شکوفه درختان خانواده مرکبات ، کنایه از لطافت و زیبایی ، نام شهری در کردستان ، مرکز کردستان در دوره ‏سلجوقی ، لقب شاعر و نویسنده ‏و محقق کرد «ملک الشعرای بهار»

 


 

حرف پ
اسم تلفظ ریشه معنی
پرنگ pə(e)rəng کردی هم به ضم پ و هم به کسر پ خوانده می شود، برق شمشیر ، نور و فروق گوهر ، برقو تلألو هر چیز ، نوعی فلز مرکب از مس و روی و برنج
پرزین porzin کردی پرچینی از گلهای ریز به دور باغات
پرشنگ   کردی قطره های آب که پاشیده می شود
پژال   کردی جوانه نازک ، شاخه های تازه روییده و ریز درختان

 


 

حرف ت
اسم تلفظ ریشه معنی
تانیا taniya کردی تالار – تهنیا – دختر تنها. در گویش خراسانی به معنی توانستن

 


 

حرف ج
اسم تلفظ ریشه معنی
جانام janam کردی  

 


 

حرف چ
اسم تلفظ ریشه معنی
چنور chenur کردی نوعی گل بسیار خوشبو که در بهار در کوههای دالاهو می روید و برای معطر ساختن روغن حیوانی از آن استفاده می شود
چوک chok کردی چشمه
چکاوک chakavak کردی نام پرنده‌ای

 


 

حرف د
اسم تلفظ ریشه معنی
دامینه damine کردی [دامین (کردی) = دامن، دامنه‌ی کوه + ه (پسوند نسبت)] (به مجاز) زیبا.
دانژه danzhe کردی غنچه گل نیمه باز
دلنیا delniya کردی ۱- آسوده خاطر، مطمئن، فارغ البال؛ ۲- اطمینان، تضمین.
دلووان   کردی مهربان ، دختر مهربان ، بانوی با محبت
دلینا delina کردی مطمئن ، آرام دل ، آسوده
دیلان dilan کردی نوعی رقص کردی
دایان dayan کردی مادر، جمع مادران، دایه
دلژین   کردی باصفا زندگی کردن
دیانا diyana کردی اسم دخترانه نام شهری درعراق، نام الهه رومی
دینا dina کردی پسندیده

 


 

حرف ر
اسم تلفظ ریشه معنی
راژان razhan کردی ۱-خوابیدن، جنبیدن گهواره؛ ۲- (اَعلام) روستایی در بخش سلوانا، شهرستان ارومیه.
راهین rahin کردی آموزنده
رژان rozhan کردی روژان – روزها ایام
روژ rozh کردی روز
روژا rozha کردی روزها، آفتاب. + ن.ک. روجا.
روژان rozhan کردی روزها
رژانو rozhano کردی آفتاب تازه سر زده، روز نو.
روژدا rozhda کردی [روژ = روز؛ (به مجاز) عمر، زندگی + دا (در کردی و لری) مادر]؛ (به مجاز) ۱- عمر و زندگی مادر؛ ۲- (به مجاز) فرزند عزیز و گرانمایه برای مادر.
روژیار rozh yar کردی روزگار. + ن.ک. روجیار.
روژییار rozhiiyar کردی روزگار
روناک ronak کردی روشن، تابناک.
روژیا rozhiya کردی روز ، روشنایی
روژین rozhin کردی مانند روز، روشن
روژینا rozhina کردی  
رونیا roniya کردی بر وزن گونیا ، آنکه چهره اش مثل نیاکانش است ، اصیل و با نژاد. در کردی به معنای روشنایی
راژانه razhane کردی نام گیاهی داروی
رسپینا   کردی پاییز
روژآوا rozhava کردی غروب، غرب
روژیتا rozhita کردی مانند روز و روشنی
رونیاس roniyas کردی  
رویسا   کردی چشمه آب زلال

 


 

حرف ز
اسم تلفظ ریشه معنی
زیوین zivin کردی نقره ای، نقره گون
زارا zara کردی پسندیده
زریان zariyan کردی (بادجنوب)(بهمن)

 


 

حرف ژ
اسم تلفظ ریشه معنی
ژالانه zhalane کردی گیاهی زیبا و خودرو
ژان zhan کردی نام روستایی در نزدیکی سنندج
ژاوه zhave کردی نوعی گیاه وحشی از تیره کاکوتی
ژوان zhovan کردی میعادگاه عاشق و معشوق.
ژینا zhina کردی [ژین(کردی) = زندگی + ا (پسوند نسبت)] ۱- منسوب به زندگی؛ ۲- (به مجاز) زندگی، حیاتدر گویش لرستان، ژاله تگرگ ریز
ژینو zhinu کردی [ژین (کردی) = زندگی + او /-u/ (پسوند دارندگی)]، ۱-دارای زندگی؛ ۲- (به مجاز) زنده، زندگی، دارای حیات.
ژیوار zhivar کردی زندگی،نام کوهی در اورامان
ژیکان zhikan کردی زیبا و آرامش بخش – مرکب از ژیک (قطره باران) + پسوند نسبت

 


 

حرف س
اسم تلفظ ریشه معنی
سارال saral کردی نام بخشی در شهرستان دیواندره در استان کردستان.
ساریسا sarisa کردی کوشا
سامینه samine کردی ماهر
سایان sayan فارسی-کردی منسوب به سایه ، رشته کوهی در آسیای مرکزی ، نام روستایی در نزدیکی همدان
سولاف solaf کردی آبشارکوچک
سروه sarve کردی نسیم صبحگاهی
سایمان sayman فارسی-کردی سایمان در کردی به معنی مانند سایه ودر ترکی به معنی خوان بزرگ،محاسب میباشد

 


 

حرف ش
اسم تلفظ ریشه معنی
شاران sharan کردی گردنبند درست شده از بادام
شانا shana کردی باد ملایم
شاین shayen کردی شاهدانه
شلیر shalir کردی به فتح شین ، شلیل ، میوه ای خوشبو گوارا و آبدار شبیه شفتآلو و هلو
شوانه   کردی گله بان، چوپان
شیلر shiler کردی ناحیه ای مرزی در شمال شرقی عراق در مجاورت استان کردستان ایران
شمامه shamame کردی رایحه و بوی خوش. در کردی نام میوه ای است

 


 

حرف ف
اسم تلفظ ریشه معنی
فرمسیک   کردی اشک چشم
فوژان fozhan کردی فریاد بلند، بانگ عظیم

 


 

حرف ک
اسم تلفظ ریشه معنی
کژال kazhal کردی غزال ، دختری با چشمان زیبا
کوچیار kochyar کردی یارکوتاه قد(نگارش کردی)
کازیوه kaziveh کردی به معنای باد خنک و سرد اول صبح، سپیدی صبح که افق را فرا می‌گیرد
کانیا kaniya کردی منسوب به کانی (چشمه)، ویژگی کسی که زایا و بارور است. سرچشمه
کیژان kizhan کردی جمع دختران
کالی kali کردی دختر چشم آبی با گیسوان طلایی
کانیاو kaniyav کردی چشمه اب

 


 

حرف گ
اسم تلفظ ریشه معنی
گلاره gelareh کردی مردمک چشم ؛ حبه‌ی انگور .
گلاویژ gelavizh کردی نام ستاره‌ای که در شب‌های تابستان نمایان می‌شود ؛ ستاره‌ی سهیل .
گلباش golbash کردی از نامهای رایج میان زنان کرد
گولی guli کردی یک گل
گلاریس   کردی زلف تابیده، موی بافته شده به زیبایی و آراستگی
گیوا giva کردی جذاب و گیرا

 


 

حرف ل
اسم تلفظ ریشه معنی
لار lar کردی طناز
لاوین lavin کردی نوازش دهنده

 


 

حرف م
اسم تلفظ ریشه معنی
ماسا masa کردی زیبا و درخشنده مثل ماه
مانگ mang کردی مانک، ماه
مانوشا manosha کردی نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد
مانک mank کردی مانگ ، ماه
مانوشاک manoshak کردی بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
مه ترا meh tara کردی باران
مستوره mastore کردی پاکدامن پوشیده پارسا پنهان

 


 

حرف ن
اسم تلفظ ریشه معنی
ناریا nariya کردی قاصدک
نشمیل   کردی زیبا
نیان niyan کردی رفیق -شریک زندگی
نیشا nisha کردی نشانه
نوژین nozhin کردی زندگی جدید

 


 

حرف و
اسم تلفظ ریشه معنی
ویانا viana کردی فرزانگی
ویناس vinas کردی خودشناس
وانیار vaniyar کردی با سواد ،فارغ التحصیل(نگارش کردی
وچان vchan کردی زمان استراحت کوتاه (نگارش کردی
وردی vardi کردی کوچک، ریز‏نقش (نگارش کردی)
وریشه varishe کردی درخشش، برق (نگارش کردی
وش vash کردی خواستن(نگارش کردی)
وشان vashan کردی افشان، کاشتن ، تکان شدید(نگارش کردی)
وشن vashn کردی باران، خوب است(نگارش کردی)
ولان valan کردی مکانیکهگل زرد بسیار داشته باشد(نگارش کردی)
وناز   کردی با وقار(نگارش کردی)
ونوش venush کردی گل بنفشه(نگارش کردی)
وهار vahar کردی فصل بهار(نگارش کردی)
ویان viyan کردی دلربا ، محبت، علاقه، عشق
ویرا vira کردی یادگیرنده؛ باهوش؛ کسی که حافظۀ خوب دارد.شجاع
ویس vis کردی نام دختر قارن و شهرو در داستان ویس و رامین که در ایران قبل از اسلام رواج داشته و طبق قرائن در عهد اشکانیان پرداخته شده است ، این داستان تا قرن پنجم هجری به زبان پهلوی وجود داشته است .

 


 

حرف ه
اسم تلفظ ریشه معنی
هانه hane کردی چشمه
هستنوه   کردی قیام توده مردم
هفدن hafdan کردی وزن شعر
هفیان hafiyan کردی آرام گرفتن
هگبه   کردی رهآورد، هدیهسفر، خورجین
هلاله halale کردی گلی زرد رنگ خوشبو ، آلاله ، جارزدن، با خبر ساختن
هلپرین   کردی رقصیدن
هموند hamvand کردی اعضاء (نگارش کردی)
همیلا hamila کردی (در اعلام) نام یکی از ندیمه‌های شیرین در خسرو و شیرین نظامی .
هنار   کردی انار(نگارش کردی)
هوران horan کردی مرغزار کوچک در کوهستان(نگارش کردی)
هوروش horvash کردی (هور = خورشید + وش (پسوند شباهت)) مثل خورشید ، شبیه آفتاب ؛ (به مجاز) زیبارو .
هوری hori کردی (هور = خورشید + ی (پسوند نسبت)) منسوب به خورشید ؛ (به مجاز) زیبا رو .
هوژین hozhin کردی آموختن (نگارش کردی
هوما homa کردی مرغ سعادت، فرخنده (نگارش کردی
هونیا honiya کردی (هو = خوب + نیا) دارای نیای خوب ، نیکوتبار ، نیک نژاد ؛ (در پهلوی) (= هونیاک) به معنی خوب نیا ، دارای اصل و نسب اصیل ، منتسب به خانواده‌ای شریف
هیدیکا hidika کردی آرام.یواش ، به آهستگی
هیران hiran کردی قرار(نگارش کردی)
هیزان hizan کردی نیرومند، توانا(نگارش کردی)
هیژان hizhan کردی ارزیدن ، جنبیدن (نگارش کردی)
هیلان hilan کردی آشیانه، مکان آرامش(نگارش کردی
هیمو himo کردی پاک دامن(نگارش کردی)
هینا hina کردی ماهر
هینان hinan کردی آوردن(نگارش کردی)
هیوا hiva کردی امید (نگارش کردی)
هیوان hivan کردی ایوان. تراس(نگارش کردی)
هورین horin کردی صدای جریان شدید آب

 


 

حرف ی
اسم تلفظ ریشه معنی
یکیتی   کردی اتحاد
یکمال yekmāl کردی ثروت تقسیم نشده ، دوست جان‏جانی














 

  • اسم های پسرانه
حرف آ
اسم تلفظ ریشه معنی
آدان adan کردی مفید سودمند
آران aran کردی ۱) نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان؛ ۲) نام سرزمینی در شمال غربی ایران و مغرب دریای خزر (کشور آذربایجان)؛ ۳) نام شهری است که قباد آن را بنا کرده است؛ ۴) نام شهری در کاشان.
آری ari کردی آریایی – نام یکی از ایالات ایران قدیم که شامل خراسان و سیستان امروزی بوده است – نام یکی از طوایف چادر نشین مازندران
آریتما aritma کردی نام یکی از سران ماد
آریز ariz کردی نام کوهی در مسیر مریوان به سنندج
آزا aza کردی در کردی به معنی سلامتی و بی دردی – نام پادشاه مانایی
آسو asu کردی ۱- (در کردی) به معنی افق طلایی؛ ۲- (در پهلوی) صورت پهلوی واژه‌ی «آهو»؛ ۳- (در اوستایی) آسو به معنای تندی، شتاب و کوشا آمده است. همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند،نام محلی در مسیرلار به لنگه
آگا aga کردی آگاه، مطلع،با خبر،
آمانچ amanch کردی هدف،مقصد
آهیر ahir کردی آتش
آویر avir کردی آتش
آکو aku کردی قله کوه،مکان بلند،انسان با عظمت و مقتدر نام قله ی کوهی در کردستان ایران و منطقه ای کوهستانی در کشور ژاپن است.

 


 

حرف ا
اسم تلفظ ریشه معنی
اوات   کردی آرزو
اورامان oraman کردی (اعلام) نام منطقه ای از کردستان ایران که از طرف شرق متصل است به مریوان و از غرب به شمال به شهرزور و از جنوب به جوانرود. + ن.ک. اورمان.
اوین avin کردی عشق در کردی، (= آوین) ۱- آوردن؛ ۲- (اَعلام) نام منطقه‌ای در شمال غرب تهران، که پیشتر از روستاهای شمیران بود.
اربیل arbil کردی اربل . شهری بزرگ بسرزمین آشور در جلگه های نینوای قدیم . بسیار خوب
اردلان ardalan کردی (اَرد = پاک و مقدس + لان (پسوند مکان)‌)، ۱- جای و مکان مقدس؛ ۲- نام طایفه‌ای از ایلات کرد ایران.
افشار afshar کردی نام ناحیهایی در کردستان(نگارش کردی

 


 

حرف ب
اسم تلفظ ریشه معنی
باپوک bapok کردی کولاک(نگارش کردی
باپیر ba pir کردی پدر بزرگ ، کنایهاز دانای کهنسال ، تخلص شاعر کرد «باپیر دینوری»(نگارش کردی
بادلیس bad lis کردی کنایهاز همیشه ‏مست ، نام شهری درکردستان(نگارش کردی
بادینان badinan کردی بهدینان، مۆمنان ، نام عشیرهایی معروف در کردستان ، نام منطقهای درکردستان ، یکی از لهجههای زبان کردی(نگارش کردی
باریسان barisan کردی نام قبیلهایی ازکردها(نگارش کردی
باریکان barikan کردی دماغه ‏کوه(نگارش کردی
بازیار bazyar کردی بازدارنده، داور مسابقه پرش(نگارش کردی
بازیان bazian کردی مکان روباز ، مکانی نزدیک سلیمانیه ‏محل یکی از جنگهای شیخ محمود حفید با انگلستان(نگارش کردی
باژار bazhar کردی شهرک ، بازار، مکان داد و ستد(نگارش کردی
باسام basam کردی ترسناک(نگارش کردی
باسکان baskan کردی قلههای چند کوه ‏در یک سلسلهجبال(نگارش کردی
باشار bashar کردی مقاومت ، مقابله ، چاره، علاج،‌ درمان ‏(نگارش کردی
باشوان bashvan کردی نام کوهی در بانه، آشیانه (نگارش کردی
باشور bashur کردی جنوب(نگارش کردی
باشوک bashuk کردی نوعی پرنده شکاری(نگارش کردی
بالا bala کردی قیافه(نگارش کردی
بالبان balban کردی نوعی پرنده ‏شکاری(نگارش کردی
بالنده balande کردی پرنده(نگارش کردی
بالویز   کردی سفیر(نگارش کردی
بالک balak کردی استخوان کتف ، نام کوهی در کردستان ، نام منطقهایی در کردستان ، نام قبیلهایی در کردستان ، نام روستایی در کردستان(نگارش کردی
باهوز bahuz کردی گردباد(نگارش کردی
باهیف bahif کردی بادام(نگارش کردی
باوا bava کردی بابا(نگارش کردی
       
باور bavar کردی مرز میان دو کشتزار(نگارش کردی
باکور bakur کردی شمال(نگارش کردی
بایزید bayzid کردی با ایمان، مۆمن ، نام عارفی مشهور کرد زبان «بایزید بسطامی» ، نام شهری درکردستان(نگارش کردی
بایف bayf کردی بادام(نگارش کردی
بتام batam کردی خوشمزه(نگارش کردی
بتاو batav کردی سریع(نگارش کردی
بجرگ   کردی کنایه ‏از آدم بیباک وشجاع(نگارش کردی
بختیار bəxt(i)yar کردی کسی که شانس و اقبال با او یار است ، خوشبخت ، تخلص شاعر کرد «علی اصغر خان سالارشریف»(نگارش کردی
بختیاری bəxt(i)yari کردی خوشبختی، کامرانی ، یکی از تیرههای بزرگ کرد لرستان ، یکی از لهجههای زبان کردی(نگارش کردی
بخشان bakhshan کردی منتشر کردن(نگارش کردی
بخشیر bakhshir کردی سخی،بخشنده،سخاوتمند(نگارش کردی
برآلین baralin کردی نام گیاهی خوشبو است که مصرف طبی دارد(نگارش کردی
براخاس barakhas کردی دوست دانا و عاقل(نگارش کردی
برادوست baradost کردی دوست صمیمی ، نام یکی از قبایل کرد ، نام کوهی در کردستان ، نام منطقهای در کردستان(نگارش کردی
برام baram کردی خوشبو(نگارش کردی
براو barav کردی زمینی که بوسیله ‏چشمه یا رودخانه ‏آبیاری شود(نگارش کردی
برپرس   کردی مسئول. رئیس(نگارش کردی
برناو   کردی جای آفتابگیر(نگارش کردی
برچاو barchav کردی منتظر ، زیبا ، پدیده(نگارش کردی
برداش   کردی نتیجه(نگارش کردی
بردل bardel کردی صبحانه(نگارش کردی
برزان barzan کردی نگا «بارزان»(نگارش کردی
برزاو barzav کردی مد دریا(نگارش کردی
برزما   کردی ماه شب چهارده. بدر(نگارش کردی
برگش   کردی سینی، طبق(نگارش کردی
برمال barmal کردی جلوی منزل ، سجاده، خانهدار(نگارش کردی
برهم barham کردی بهره، حاصل، نام خوانندهکرد زبان «برهم حسن»(نگارش کردی
برو   کردی بلوط(نگارش کردی
بروا barva کردی اعتقاد(نگارش کردی
بروار barvar کردی آن قسمت از دامنهکوه که زیباترین قسمت آن می‏باشد ، نام منطقهای در کردستان نزدیک عمادیه(نگارش کردی
بروان barvan کردی پیش بند(نگارش کردی
بروسکان boroskan کردی جمع «بروسکه»(نگارش کردی
بروسکه boroske کردی برق ناشی از ابر یا هر چیز دیگر ، تلگراف(نگارش کردی
برکاو barkav کردی دامنهکوه(نگارش کردی
برکو barku کردی خرمن کوچک قبل از خرمن بزرگ(نگارش کردی
برکوش bar kosh کردی پیش بند(نگارش کردی
بریان baryan کردی گذر آب یا باد(نگارش کردی
بریز   کردی محترم(نگارش کردی
بریسکه   کردی نگا «بروسکه»(نگارش کردی
برین barin کردی پیشین ، عریض، پهناور(نگارش کردی
بریندار barindar کردی زخمی ، تخلص شاعر معاصر «محمد رستمی»(نگارش کردی
بریکار barikar کردی وکیل(نگارش کردی
بزوتنوه   کردی حرکت، جنبش ، کنایه ‏از پیروزی آرام آرام(نگارش کردی
بزوین bazvin کردی محرک(نگارش کردی
بژار bazhar کردی وجین کردن ، شمارش(نگارش کردی
بژوار bazhvar کردی زمین سرسبز(نگارش کردی
بسام basam کردی ترسناک ، نام روستایی ، نام سرداری در دوره ‏بهرام گور ساسانی (نگارش کردی
بستک bastak کردی رختخواب ، نام یکی از بزرگان دوره سکایی(نگارش کردی
بستیر bastir کردی نوعی فرش با نقش‏های خیلی زیبا(نگارش کردی
بسود   کردی دارای فایده(نگارش کردی
بسیه basiye کردی کافی(نگارش کردی
بلباس   کردی به برخی عشایر کرد بلباس می‏گویند(نگارش کردی
بلویر   کردی نی‏لبک(نگارش کردی
بلیمت   کردی نابغه(نگارش کردی
بنار   کردی دامنهکوهکه ‏رو به ‏دشت است(نگارش کردی
بندن   کردی بلندی روی کوه(نگارش کردی
بهیز   کردی نیرومند(نگارش کردی
بوار   کردی محل عبور در رودخانه(نگارش کردی
بوبان buban کردی بهسوی بالا (نگارش کردی
بوتان botan کردی لهجهای در زبان کردی (نگارش کردی
بودیان bodian کردی نام یکی از قبایل ماد(نگارش کردی
بورباش borbash کردی از فرمانروایان کاسی(نگارش کردی
بوژان buzhan کردی ، نمو کردن، شکوفا شدن ، بهخود بالیدن(نگارش کردی
بوسیان bosian کردی از قبایل ماد(نگارش کردی
بی بش bi bash کردی محروم(نگارش کردی
بیاره biare کردی نام روستایی(نگارش کردی
بیباک bi bak کردی با جرأت(نگارش کردی
بیتاوان bi tavan کردی بی گناه(نگارش کردی
بیرشاد bir shad کردی یادمان خوشحالی(نگارش کردی
بیرگا bir ga کردی یادگه. بیرگه. یادگه(نگارش کردی
بیرور   کردی متفکر(نگارش کردی
بیزار bizar کردی کسی که ‏از اعمال زشت پرهیز کند (نگارش کردی
بیژن bizhan کردی مجرد، تنها(نگارش کردی
بیساران bisaran کردی بی سرها، بی دلیل قتل‏عام شدهها ، نام روستایی نزدیک سنندج (نگارش کردی
بیستون biston کردی محل عبادت خدا ، خانه ‏یا کاخی کهدرآن ستون نباشد ، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه ‏که ‏فرهاد برای رساندن جوی شیر تا قصر شیرین مأمور به تراشیدن آن شد.(نگارش کردی
بیلاش bilash کردی مفقود الاثر. (نگارش کردی
بینر biner کردی بیننده(نگارش کردی
بابک Bābak اوستایی-پهلوی-کردی
استوار ، پدر کوچک ، پاپک، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و پدراردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی، تخلص شاعرکرد «علی اصغر سریری»
برز آفرین Borzāfarin فارسی-کردی
تشویق بزرگ
برزفر   فارسی-کردی
دارای قامتی با شکوه،بلند پرواز ، از سرداران کرد دوره ‏هخامنشی
برزو Borzoo فارسی-کردی
بلند بالا ، کنایه ‏از عظمت ،نام پسر سهراب پسر رستم زال
بهرام Bah-rām فارسی-کردی
فتح و پیروزی ، نام ستاره مریخ ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام ، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود

 

 

بهمن Bah-man فارسی-کردی
نیک اندیش ، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند ، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی، تخلص شاعر کرد «فریدون بهمن»
بارزان barzan فارسی-کردی
نام بارزیا بارجان ، از طوایف قدیمی ایران که اسامی آنها در متون ساسانیان نیز آمده است و در زمان اردشیر بابکان در کوههای جنوب شرقی کرمان می زیسته اند ، همچنین نام یکی از طوایف معروف کردهای عراق
بارمان barman فارسی-کردی
از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی، نام یکی از سرداران دورهماد ، شخص محترم و لایق دارای روح بزرگ

 


 

حرف پ
اسم تلفظ ریشه معنی
پادشا padsha کردی پادشاه . ملک . شاه . سلطان . شهریار. مخفف پادشاه
پاره وان pare van کردی بانک(نگارش کردی : پارهوان)
پاره یار pare yar کردی کارمند بانک(نگارش کردی : پارهیار)
پایار payar کردی ۱- سال گذشته، پار؛ ۲- (در کردی) پایدار، سربلند.
پشتیسار paštisār کردی یاور(نگارش کردی : پشتیار)
پَشَنگ pashang کردی ۱. ‹پشنج› آبی که از تکان دادن یک چیز تر به کسی یا جایی پاشیده شود؛ ترشح آب. ۲. [قدیمی] = زنبه: ♦ با دوات و قلم و شعر چه کار است تو را / خیز و بردار تش و دستره و پیل و پشنگ (ابوحنیفۀ اسکافی: شاعران بی‌دیوان: ۵۹۱). ۳. [قدیمی] = اهرم، میله آهنی – نام پدرافراسیاب
پولا pula کردی فولاد
پاپریک paprik کردی نام گیاهی خوشبو است(نگارش کردی
پادار padar کردی ۱. برقرار. ۲. ثابت؛ پابرجا ۳. پاینده؛ باقی. 〈 پادار شدن: (مصدر لازم) [مجاز] پابرجا شدن؛ استوار شدن. 〈 پادار کردن: (مصدر متعدی) [مجاز] ۱. برقرار کردن. ۲. پابرجا کردن. ۳. (حسابداری) تٲمین اعتبار برای هزینه‌ای.
پاپک papak کردی ۱. برقرار. ۲. ثابت؛ پابرجا ۳. پاینده؛ باقی. 〈 پادار شدن: (مصدر لازم) [مجاز] پابرجا شدن؛ استوار شدن. 〈 پادار کردن: (مصدر متعدی) [مجاز] ۱. برقرار کردن. ۲. پابرجا کردن. ۳. (حسابداری) تٲمین اعتبار برای هزینه‌ای.

 


 

حرف چ
اسم تلفظ ریشه معنی
چاوه chave کردی ۱-نام ولایتی است از دربار ۲- عزیز
چنور chanur کردی (کردی) گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان میروید.
چیا chiya کردی کوهستان ، کوه
چیاکو chiyaku کردی کوه کوچک

 


 

حرف خ
اسم تلفظ ریشه معنی
خاوین khavin کردی پاک سرشت

 


 

حرف د
اسم تلفظ ریشه معنی
دادیار dadyar کردی حامی قانون ، مجری عدالت(نگارش کردی)- معاون دادستان؛ وکیل عمومی.
دایان dayan کردی ماما، دایه.

 


 

حرف ر
اسم تلفظ ریشه معنی
رازاوه razave کردی آراسته شده.
راژان razhan کردی خوابیدن ، جنبیدن گهواره ؛ روستایی در بخش سلوانا ، شهرستان ارومیه .
راشین rashin کردی (راش = نوعی درخت در جنگل‌های ایران + ین (پسوند نسبت)) (به مجاز) سر سبز و خرم و با طراوت ؛ به علاوه راشین در برخی منابع راه آبی یا جویباری که از سبزه زار می‌گذرد معنی شده است .
ربن   کردی : یکدست. یک اندازه(نگارش کردی)- عنوان علما و پیشوایان مذهبی یهود؛ خاخام.
روجیار rojyar کردی روزگار؛ ۲- آفتاب. + ن‌.ک. روژیار.
روژمان rozhman کردی ۱- مانند روز؛ ۲- اندیشه چون روز؛ ۳- (به مجاز) اندیشه ی روشن.

 


 

حرف ز
اسم تلفظ ریشه معنی
زاور zavar کردی زهره ، ناهید. جرئت
زانا zana کردی دانشمند
زانیار xaniyar کردی یار دانا و دانشمند
زوران zuran کردی دهی از دهستان ملکان است که در بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع است

 


 

حرف ژ
اسم تلفظ ریشه معنی
ژان zhan کردی معنی اسم ژان اسم: ژان نوع: دخترانه و پسرانه ریشه اسم: کردی معنی: نام روستایی در نزدیکی سنندج
ژنوا zhenva کردی شنوا
ژیار xiyar کردی شهرنشینی ، تمدن ، زندگی شهروندان .
ژیله xile کردی ﺩر ﮔﻮﯾﺶ ﻟﺮﺳﺘﺎﻥ، ژاﻟﻪ ﺗﮕﺮﮒ رﯾﺰ
ژیلوان xilvan کردی نگهبان آتش-کوهنورد
ژاییز xaiiz کردی اشک آتش
ژیان xian کردی خشمناک و غضبناک؛ (به مجاز) بی‌باک و شجاع . زندگی

 


 

حرف س
اسم تلفظ ریشه معنی
سامرند samrand کردی نام کوهی در کردستان/ نزدیکی مهاباد
سانا sana کردی آسان و راحت – گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است.
سانان sanan کردی شاه بزرگ و مهتر ایل و قبیله .
سانیار saniyar کردی (سان = کیفیت ، چگونگی ، قدرت ، عزت + یار (پسوند دارندگی)) ، دارای عزت و قدرت و کیفیت – حامی وپشتیبان ، نام یکی از قبایل کرد
ساوان savan کردی ساوا . به علاوه نوعی غله هندی و نام روستایی در سقز و مهاباد و نیز اسم فاعل از سائیدن به معنی آن‌که می‌ساید ، ساینده – سامان نام روستایی در نزدیکی سقز
ساکو sako کردی ۱- کوه بدون گیاه؛ ۲- ساده و بی آلایش؛ ۳- یکسان و یکنواخت.
سوران sooran کردی سار ، پرنده‌ای است سیاه رنگ دارای نقطه‌های سفید که خوش آواز است – منطقه ای وسیع در کردستان ، یکی از چهار گویش اصلی زبان کردی ، جمع سور به معنی شادی
سیامند siyamand کردی نام کوهی است
سیناک sinak کردی ماه
سیوان sivan کردی ماه – چتر، سایبان، چادر؛ ۲- جمع سیو به معنی سیب ها.

 


 

حرف ش
اسم تلفظ ریشه معنی
شارو sharu کردی بازمانده یا پنهان
شاهو shahu کردی نام یکی از رشته کوه های مهم در منطقه کردستان ایران مرتبط با رشته کوه های زاگرس و در کنار رودخانه سیروان کردستان،
شایار shayar کردی کار مفت و رایگان- وزیر(نگارش کردی
شوان shovan کردی (= شبان) (در قدیم) شبان ؛ چوپان ، نگهبان گله .

 


 

حرف گ
اسم تلفظ ریشه معنی
گایار gayar کردی یار بزرگ. یار قدرتمند(نگارش کردی – (بختیاری چهارلنگ)شخمزن

 


 

حرف ل
اسم تلفظ ریشه معنی
لاوین lavin فارسی – کردی نام منطقه ای مرزی در مغرب ایران، نوازشگر، آواز خواندن همراه با نوازش

 


 

حرف م
اسم تلفظ ریشه معنی
ماردین mardin کردی ۱- نام یکی از شهرهای کردستان ترکیه است که در دامنه‌ی جنوبی قراجه داغ واقع است؛ ۲- (اَعلام) جزیره مشرف بر دُنیسرودارا.
مانوش manush کردی نام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی
میشواک mishvak کردی منطقه ای در کردستان
مهرداد mehrdad کردی نام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی(نگارش کردی

 


 

حرف ن
اسم تلفظ ریشه معنی
نیهاد nihad کردی نهاد ، سرشت ، طبیعت ، ضمیر دل ، بنیاد ، اساس ، قاعده ، مقام و جایگاه

 


 

حرف و
اسم تلفظ ریشه معنی
واتیار vatiyar کردی سخنگو(نگارش کردی
وادیار vadiyar کردی اینطور که پیداست ، ظاهر امر(نگارش کردی
وارش varesh کردی بارش – باریدن باران
وتار vetar کردی در پی یکدیگر شدن، یک روز یا دو روز در میان روزه داشتن ، نامه و خبر در پی یکدیگر فرستادن یکان یکان با مهلت . مقاله ، سخنرانی
ورزان varzan کردی در حال ورزیدن. محافظ ، نگهبان ، فصلها(نگارش کردی
ورزیار varzyar کردی برزگر(نگارش کردی
ورزیر varzir کردی برزگر(نگارش کردی
ورشنگ varshang کردی آفتاب خوشحال (نگارش کردی
ورگر vargar کردی با دوام (نگارش کردی
ورگیر vargir کردی مترجم (نگارش کردی
ولام valam کردی پیام ، پاسخ(نگارش کردی
ویرا vira کردی یادگیرنده؛ باهوش؛ کسی که حافظۀ خوب دارد.
ورزمیار varzmyar کردی حامی اهورا مزدا(نگارش کردی
واران varan کردی باران(نگارش کردی
وریا   کردی شجاع(نگارش کردی
ویس   کردی عشیرهیکرنگ (نگارش کردی

 


 

حرف ه
اسم تلفظ ریشه معنی
هاوار havar کردی فریاد
هایکا hayka کردی آرام ، مرموز ، از اسطوره های کردستان
هستیار hastyar کردی احساس کننده، ادیب(نگارش کردی
هفال   کردی رفیق(نگارش کردی
هلیرژاده   کردی انتخاب شده(نگارش کردی
هلیژیر halizhir کردی انتخاب کننده(نگارش کردی
هلبست   کردی شعر(نگارش کردی
هلدیر haldir کردی آبشار(نگارش کردی
هلگر   کردی ، بردارنده، حامل ، بلند نگهدارنده(نگارش کردی
هلگورد   کردی بهترین جلودار (نگارش کردی
هلمت   کردی حمله، هجوم(نگارش کردی
هلو   کردی عقاب (نگارش کردی
هلورین   کردی ریختن چیزی از بالا به ‏پایین(نگارش کردی
هلکو   کردی کوهکوچک، تپه(نگارش کردی
هلکوت   کردی فرصت، وقت(نگارش کردی
همایون homayun کردی مبارک، فرخنده، میمون، خجسته، مقامی در موسیقی(نگارش کردی
هنرمند honarmand کردی هنرمند(نگارش کردی
هوار havar کردی ییلاق ، خیمه سلطان در ییلاق(نگارش کردی
هوال haval کردی خبر ، رفیق(نگارش کردی
هوتخش hutkhash کردی صنعت گر (نگارش کردی
هوراز huraz کردی دوست صمیمی(نگارش کردی
هورام huram کردی مردم منطقهاورامان ، هنگام طلوع آفتاب(نگارش کردی
هورامان huraman کردی منطقهایی در کردستان نزدیک(نگارش کردی
هوران huran کردی مرغزار کوچک در کوهستان(نگارش کردی
هوزان huzan کردی بسیار دانا ، شاعر قصیدهسرا ، شخصی که از حادثهای باخبر است (نگارش کردی
هوسکر huskar کردی شنزار، کویر (نگارش کردی
هوشمند homayun کردی باهوش، زیرک (نگارش کردی
هوشنگ hušəng کردی تنها، بیکس ، از شاهان پیشدادی کهبنیانگذار جشن سدهمی‏باشد ، پسر سیامک نوه کیومرث(نگارش کردی
هوشیار hušyar کردی عاقل. خردمند ، بیدار(نگارش کردی
هوگو hugu کردی انس گرفتن ، عادت کردن (نگارش کردی
هولان hulan کردی چوگان بازی(نگارش کردی
هیدی hidi کردی آهسته، پاورچین (نگارش کردی
هیرا hira کردی فراخ، وسیع(نگارش کردی
هیرش hireš کردی فشار ، هجوم(نگارش کردی
هیرو hiru کردی گل ختمی (نگارش کردی
هیژا heyža کردی ارجمند ، شایسته، لایق(نگارش کردی
هیمن himən کردی آرام، موقر،شکیبا (نگارش کردی
هیوا hiva کردی امید (نگارش کردی

 


 

حرف ی
اسم تلفظ ریشه معنی
یزدگرد yazdgerd کردی خدای زمین ، نام چند تن از پادشاهان ساسانی(نگارش کردی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید