حکایت انوشیروان و معلم

حکایت انوشیروان و معلم

انوشیروان یکی از بزرگترین پادشاهان ساسانی بود.او بیست و دومین شاهنشاه ساسانی بود.

انوشیروان را معلمی بود.

روزی معلم او را بدون تقصیری بیازرد.

انوشیروان کینه او را در دل گرفت تا به پادشاهی رسید.

آن گاه از او پرسید: چرا بی سبب بر من ظلم کردی؟

معلم گفت: چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهی برسی، خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به ظلم اقدام نکنی!

لطفا دیدگاه خودتون رو از این مطلب بنویسید

لطفا دیدگاه خود را بیان کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید