3 حکایت پند آموز از شیخ بهایی

۳ حکایت پند آموز از شیخ بهایی

شیخ بهایی یکی از فیلسوفان و دانشمدان زمان صفوی بود که اضافه بر دانا بودنش مردم را راهنمایی می‌کرد.مطالب این کتاب، مضامینِ دینی، تاریخی، ادبی، ریاضی و نجومی دارند. این مطالب اغلب بی‌هیچ نظم خاصی به دنبال هم آمده‌اند. با این حال این اثر بیش از سایر تالیفات وی خواننده را به ضمیر فکری شیخ بهایی نزدیک می کند.
 
 
حکایت ۱

روزی مردی با عیالش مشغول غذا خوردن بود ودر میان سینی ایشان مرغ بریان شده ای قرار داشت.

در آن حال ،سائلی به در منزل امد وآنها وی را مایوس کردند.

اتفاق افتاد که آن مرد فقیر شد وزنش را طلاق داد،وآن زن شوهر دیگری اختیار کرد.

روزی شوهر با او غذا می‌خورد ومرغ بریانی نزد ایشان بود که ناگاه سائلی به در منزل آمد.

ان مرد به عیالش گفت:این مرغ را به این سائل بده.

آن زن چون مرغ را نزد سائل برد. دید شوهر اولش هست؛مرغ را به او داد وگریان برگشت.

شوهر از سبب گریه اش سوال کرد ؛گفت :سائل شوهر سابق من بود وقصه محروم نمودن آن سائل را نقل کرد.

شوهرش گفت :و الله آن سائلی که محرومش نمودید،من بودم!
 
 
حکایت ۲

عارفی میگوید:که روزی دزدان قافله ما را غارت کردند،پس نشستند ومشغول طعام خوردن شدند.

یکی از ان ها را دیدم که چیزی نمیخورد به اوگفتم که چرا با آنه در غذا خوردن شریک نمی‌شوی؟

گفت :من امروز روزه ام،

گفتم : دزدی وروزه گرفتن عجب هست.

گفت :ای مرد!این راه،راه صلح هست که با خدای خود واگذاشته ام،شاید روزی سبب شود وبا او آشنا شدم.

آن عارف می گویدکسال دیگر وی را در مسجد الحرام دیدم که طواف میکند وآثار توبه از وی دیدن کردم؛

رو به من کرد وگفت:دیدی که آن روزه چگونه مرا با خدا آشنا کرد.
 
 
حکایت۳

حکیمی گوید:هر که جهان را بر آخرت ترجیح دهد به شش کیفر خدایی گرفتار شود:

سه در جهان وسه در آخرت.

در جهان:آرزوی بی پایان.

حرص وآز شدیدی که به هیچ چیز قانع نشود.

نچشیدن شیرینی ایمان در حال عبادت.

در آخرت:

هول روز قیامت

حساب سخت.

حسرت دور و دراز.

لطفا دیدگاه خودتون رو از این مطلب بنویسید

لطفا دیدگاه خود را بیان کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید